السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )

101

على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )

براى تو خواهد بود ؛ زيرا مالك على الاطلاق و قادر به تمام معنا اوست و ديگران در برابر او مالك هيچ چيز نيستند » . « 1 » على عليه السّلام در اين بخش از كلامش ملكيّت اشياء را نسبت به آثار و نتايج و از جمله استطاعت عملى انسان و تسلّط و مالكيّت او را نسبت به كارها و نتايجش براساس توحيد افعالى ، توجيه مىكند . خصوصا در آن فقره از سخنش كه فرمود : « اگر چنين مىگفتى ، تو را مىكشتم و اگر چنان مىگفتى ، تو را مىكشتم » ، مشعر بر اين است كه مسأله بر مبنا و پايهء توحيد افعالى است و نتيجهء پابندبودن به توحيد اين است كه در عالم خلقت ، جز خدا مؤثّر واقعى ندانيم . پس هرسبب و هرعلّتى در سببيّت و علّيّتش منتهى به خداست و اصلا ذات اسباب و خصوصيّت و وصف سببيّت و علّيّتشان همگى ملك و مال خداست . و اگرچه به ظاهر وصف علّيّت و سببيّت به خود اسباب و علل نسبت داده مىشود ليكن آن در حقيقت به تمليك خداست و اين خصوصيّت و اين صفت علّيّت را خدا به آنها اعطا فرموده است و آن از قبيل تملّك ضمن تملّك است . ناگزيريم براى توضيح مطلب ، مثال ساده‌اى را خاطرنشان سازيم ؛ مثلا شما در ذهن خود ، اشياء و صورتهايى را تصوّر مىكنيد كه آنها داراى آثار و افعالند ، پس شما آفرينندهء اين صور در عالم ذهن هستيد كه خود آن صور ، داراى افعال و كارهايى هستند .

--> ( 1 ) - تحف العقول : 213 .